![]() |
![]() |
|
| :: خوش خلقی مقدمه ی حکومت بر قلبهاست :: |
|
دکتر علی شریعتی
در زمان های بسیار قدیم وقتی هنوز پای بشر به زمین نرسیده بود. فضیلت ها و تباهی ها دور هم جمع شدند. خسته تر و کسل تر از همیشه، ناگهان ذکاوت ایستادو گفت: بیاید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک . همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فورا فریاد زد : من چشم می گذارم و از آن جا که هیچ کس نمی خواست دنبال دیوانگی بگردد ، همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آن ها بگردد. لطافت خود را به شاخه ی ماه آویزان کرد، خیانت داخل انبوهی از زباله ها پنهان شد. اصالت در میان ابرها مخفی شد . هوس به مرکز زمین رفت . دروغ گفت به زیر سنگ می رود اما به ته دریا رفت؟! طمع در کیسه ای که خودش دوخته بود، مخفی شد و دیوانگی مشغول شمردن بود: هفتاد و نه...هشتاد...و همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و جای تعجب هم نیست چون همه می دانیم پنهان کردن عشق مشکل است . در همین حال دیوانگی به پایان شمارش رسید : نود و پنج...نود و شش...و هنگامی که دیوانگی به صد رسید عشق پریدو در بین بوته های گل رز پنهان شد. دیوانگی فریاد زد: دارم میام...دارم میام! اولین کسی را که پیدا کرد تنبلی بود چون تنبلی، تنبلیش آمده بود جایی پنهان شود. لطافت را یافت که به شاخه ی ماه آویزان شده بود. دروغ را ته دریاچه و هوس را در مرکز زمین یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق او از یافتن عشق ناامید شده بود. حسادت در گوش هایش زمزمه کرد تو فقط باید عشق را پیدا کنی او پشت بوته های گل رز است. دیوانگی شاخه ی چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان آن را در بوته گل سرخ فرو کرد و دوباره و دوباره... تا با صدای ناله ای متوقف شد.عشق از پشت بوته بیرون آمد با دست هایش صورت خود را پوشانده بود و از میان انگشتان او قطرات خون بیرون می ریخت. شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بودند و او نمی توانست جایی را ببیند او کور شده بود . دیوانگی گفت: من چه کردم؟ چگونه می توانم تو را درمان کنم؟ عشق پاسخ داد: تو نمی توانی مرا درمان کنی اما اگر می خواهی کاری بکنی راهنمای من شو ! واین گونه شد که از آن روز به بعد... عشق کور شد و دیوانگی همواره همراه اوست.
اگـــر تـو آسمون بـشی مثــل پـرنـــده هـا میشم رنگیــن کمـون اگــه بشی تــو آسمون رها میشم اگــه تـــو مثــل ماهیـــو آدمــــا رو دوسـت نــداری من از خـودت یــاد میگیرم مثـل فرشتـه ها میشم تو آسمون شو من زمیـن تـو حلقـه شو منـم نگین از همه دیـوونه تــرم میخـوای بپـرس میخوای ببین تشنه بشی دریــا میشم تنـها بشی تنــها میشم اگـــه بـخــوای بـخــوابـی و خــوابـای رنـگی ببینـی خوابـــاتـو رنگش میکنـم خــودم بــرات رویــا میشم آروم شی بی صدا میشم نفس بخوای هوا میشم تــو مــاجــــــرای عـشـق تـــو الـهــه ی وفـــا میشم
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه هفتم مهر 1388ساعت 2:24 توسط محمود |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
جمعه چهارم اردیبهشت 1388ساعت 1:30 توسط محمود |
|
|
دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ است… دلم برای کسی تنگ است که طلوع عشق را به قلب من هدیه می دهد … دلم برای کسی تنگ است که با زیبایی کلا مش مرا در عشقش غرق می کند… دلم برای کسی تنگ است که تنم آغوشش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که دستانم دستان پر مهرش را می طلبد… دلم برای کسی تنگ است که سرم شانه هایش را آرزو دارد… دلم برای کسی تنگ است که گوشهایم شنیدن صدایش را حسرت می کشد … دلم برای کسی تنگ است که چشمانم ، چشمانش را می طلبد … دلم برای کسی تنگ است که مشامم به دنبال عطر تن اوست… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییم را چشیده… دلم برای کسی تنگ است که سرنوشتش همانند من است… دلم برای کسی تنگ است که دلش همانند دل من است… دلم برای کسی تنگ است که تنهاییش تنهایی من است… دلم برای کسی تنگ است که مرهم زخمهای کهنه است… دلم برای کسی تنگ است که محرم اسرار است… دلم برای کسی تنگ است که راهنمای زندگیست… دلم برای کسی تنگ است که قلب من برای داشتنش عمرها صبر می کند… دلم برای کسی تنگ است که دوستیش بدون (( تا )) است… دلم برای کسی تنگ است که دل تنگ دل تنگی هایم است… دلم برای کسی تنگ است...
|
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و نهم بهمن 1387ساعت 15:30 توسط محمود |
|
|
بایــد چـه گلی کاشت بــرازنـده ی یـار از دور رسید خـوش پیامی کای دوست در روضه ی قلب جــز گـل عشق مکـار
ســــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــلا مــــــــــــــی بـــــــــــــــــــــــــــــــــــه ســــــرخی سـیب
تا دور گشتي اي گـل خنـدان ز پيش من
نبری از یادت... آن شب تنهایی
|
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه بیست و نهم اسفند 1386ساعت 2:11 توسط محمود |
|
|
با من بمان ای همسفر من که تنها سفر کرده دیار عشق نباشم نگذار غبار اندوه رفتنت تداوم لحظه هایم را بپوشاند.
مگر نمی بینی غنچه های شاخسار عشقمان به گل نشسته و تو را می طلبد.
اگر تو بروی اگر تو نباشی پیچک عمرم در یاد تو می خشکد و طوفان بی وفائیت شاخه های وجودم را می شکند
با من بمان ! بی تو مرگ پذیرای قلب شکسته ام خواهـد بـــود.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و نهم بهمن 1386ساعت 21:14 توسط محمود |
|
|
روز تولد تو و شخصیتت!! روان شناسان شخصیتی بر این عقیده اند که شماره تولد، شما را از آن چیزی که می خوا هید باشید دور نمی کند بلکه مانند رنگی است که نوع آن و زیبایی اش برای افراد مختلف متفاوت است. به مثال زیر توجه کنید :
اردیبهشت دومین ماه (2) سال است پس : ۹=۱۸=۵+۹+۳+۱=۱۳۹۵=۱۳۶۴+۲+۲۹ "9" شماره تولد شماست و اکنون می توانید آنچه را که مربوط به این شماره است با خود مطابقت دهید.: تفسیر اعداد "یک" ها پایه و اساس زندگی هستند. همیشه عقاید جدید و بدیع دارند و این حالت در آنها طبیعی است. همیشه دوست دارند تمامی کارها و مسائل بر حول محوری که آنها می گویند و تعیین می کنند در گردش باشد و چون مبتکر هستند ،گاهی خود خواه می شوند. با این حال "یک" ها بشدت صادق و وفادار ند و به خوبی مهارتهای سیاسی را یاد میگیرند . همیشه دوست دارند حرف اول را بزنند و غالبا رهبر و فرمانده هستند، چون عاشق این هستند که "بهترین" باشند . در استخدام خود بودن و برای خود کار کردن بزرگترین کمک به آنهاست ولی باید یاد بگیرند عقاید دیگران ممکن است بهتر باشد و باید با رویی باز آنها را نیز بشنوند.
"دو" ها سیاستمدار به دنیا می آیند ! از نیاز دیگران خبر دارند و غالبا پیش از دیگران به آنها فکر می کنند . اصلا تنهایی را دوست ندارند . دوستی و همراهی با دیگران برایشان بسیار مهم است و می تواند آنها را به موفقیت در زند گی رهنمون سازد. اما از طرف دیگر ، چنانچه در دوستی با کسی احساس ناراحتی کنند ترجیح می دهند تنها باشند.از آنجایی که ذاتا خجالتی هستند باید در تقویت اعتماد به نفس خود تلاش کنند و با استفاده از لحظه ها و فرصت ها آنها را از دست ندهند.
" سه " ها ایده آلیست هستند،بسیار فعال اجتماعی جذاب رمانتیک وبسیار بردبار و پر تحمل خیلی کارها را با هم شروع می کنند اما همه انها را پیگیری نمی کنند. دوست دارند که دیگران شاد باشند و برای این کار تمام تلاش خود را به کار می گیرند. بسیار محبوب اجتماعی و ایده آلیست هستند اما باید یاد بگیرند که دنیا را از دید واقعگرایانه تری هم ببینند.
"چهار" ها بسیار حساس و سنتی هستند. آنها عاشق کارهای روزمره، روتین و پیرو نظم و انضباط هستند و تنها زمانی وارد عمل می شوند که دقیقا بداننند چه کاری باید انجام دهند. به سختی کار و تلاش می کنند. عاشق طبیعت و محیط خارج از خانه هستند. بسیار مقاوم و با پشتکار هستند. اما باید یاد بگیرند که انعطاف پذیری بیشتری داشته و با خود مهربانتر باشند.
۵- ناهماهنگ با جماعت
"پنج" ها جهانگرد هستند و کنجکاوی ذاتی، خطر پذیری و اشتیاق سیری ناپذیر آنها به جهان هستی و دیدن محیط اطراف خود،غالبا برایشان درد سر ساز می شود. آنها عاشق تنوع هستند ودوست ندرند مانند درخت در یک جا ثابت بمانند. تمام دنیا مدرسه آنهاست و در هر موقعیتی به دنبال یادگیری هستند. سوالات انها هرگز تمام نمی شود. آنها به خوبی یاد گرفته اند که قبل از اقدام به عمل، تمامی جوانب کار را سنجیده و مطمئن شوند که پیش از نتیجه گیری ،تمامی حقایق را مد نظر قرار داده اند.
" شش" ها ایده آلیست هستند و زمانی خوشحال می شوند که احساس مفید بودن کنند. یک رابطه خانوادگی بسیار محکم برای آنها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. اعمالشان بر تصمیم گیری هایشان موثر است و آنها حس غریب برای مراقبت از دیگران و کمک به آنها دارند. بسیار وفادار و صادق بوده و معلمان بزرگی می شوند. عاشق هنرو موسیقی هستند. دوستانی صادق و در دوستی ثابت قدم هستند. "شش" ها باید بین چیزهایی که می توانند آنها را تغییر دهند و چیزهایی که نمی توانند، تفاوت قائل شوند.
"هفت" ها جستجو گر هستند. آنها همیشه به دنبال اطلاعات پنهان و مخفی بوده و به سختی اطلاعات به دست امده را با ارزش حقیقی آن می پذیرند.احساسات هیچ ارتباطی با تصمیم گیری های آنها ندارد. با اینکه در مورد همه چیز در زندگی سوال می کنند اما دوست ندارند مورد پرسش واقع شوند و هیچگاه کاری را ابتدا به ساکن با سرعت شروع نمی کنند و شعارآنها این است که به آرامی می توان مسابقه را برد. آنها فیلسوفهای آینده هستند؛ طالبان علم که به هر چه می خواهند می رسند و سوال بی جوابی ندارند . مرموز هستند و در دنیای خودشان زندگی می کنند و باید یاد بگیرند در این دنیا چه چیزی قابل قبول است و چه چیزی نه!
"هشت " ها حلال مشکلات هستند. اساسی و حرفه ای سراغ مشکل رفته و آن را حل می کنند. قضاوتی درست دارند و بسیار مصمم هستندو طرحهاو نقشه های بزرگی دارند و دوست دارند زندگی خوبی داشته باشند. مسوولیت افراد را بر عهده می گیرند و مردم را با هدف خاص خود می بینند. با شرایط ویژه ای این امکان رابه وجود می آورند که دیگران همیشه آنها رارئیس ببینند.
"نه " ها ذاتا هنرمند هستند . بسیار دلسوز دیگران و بخشنده بوده و آخرین پول جیب خود را نیز برای کمک به دیگران خرج میکنند . با جذابیت ذاتی شان اصلا در دوست یابی مشکلی ندارند و هیچ کس برای آنها فرد غریبه ای به حساب نمی آید.در حالات مختلف شخصیت های متفاوتی از خود بروز می دهند و برای افرادی که اطرافشان هستند شناخت این افراد کمی دشوار به نظر می رسد . آنها شبیه بازیگرانی هستند که در موقعیت های مختلف رفتارهای متفاوتی نشان می دهند. افرادی خوش شانس هستند اما خیلی وقتها از آینده خود بیمناک و نسبت به آن هراسان هستند. آنها برای موفقیت باید به یک دوستی و عشق دو جانبه که می تواند مکملشان در زندگی باشد دست یابند.
مدیریت انجمن روانشناسی negin.psychologist@yahoo.com |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه نهم بهمن 1386ساعت 1:59 توسط محمود |
|
|
می نویسم برای تو ، با دلی پاک و صادقانه... الهی آرزوهات تو گرمای تابستون برسند و کال نمونن. الهی هر وقت خدای نکرده بغض کردی آنی بارون بریزه و جای تو بغض آسمون بشکنه تا سبک بشی. الهی اونی که دوسش داری بیشتر از تو دوست داشته باشه. بی قراریش اونقدر سر به فلک بزنه که نه غرور تو بشکنه، نه دل اون. اونوقت اهل آسمون یه کاری کنن که اون همونی بشه که تو می خوای. یه خونه و دوتا گلدون و دوتا قناری با یه سقف مرمری و دوتا مسافر که تو دو راهی جاده زندگی بعد از کلی راه رفتن به هم می رسند. کاش یه معجزه ای بشه. چه می دونم! مثلا یه پیغامی از آسمون واست بیاد، یکی بهت بگه که من چقدر دوست دارم. این آخری اگه بشه دیگه هیچی نمی خوام... اینم درد و دلای دلم ... دلم می خواست خودشون فرار کنه که کرد. گل قشنگم مراقب لطافت روح مهربانت، وفایت، زمزمه های تنهاییت، غصه های ارغوانیت و مخصوصا اسم قشنگت باش.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه بیست و سوم مهر 1386ساعت 17:17 توسط محمود |
|
|
راستی تولدمم مبارک ۱۰ شهریور تولدم بود و خودم خبر نداشتم. عجب دوره زمونه ای شده ها آقایون و خانوما هل نزنید این کیک به هیچ کس داده نمیشه این کیک مال یه بنده خدای دیگس که الان می یاد دنبالـش کیک مجلس ما تو راهه الان میرسه ولی قبلش بایــد این شمع ها رو فــوت کنــم اجازه بدید آهان فـــــــــــــــــــــــــوت خب اینم از شمع ها بله کیک هم رسید اینـم کیـــــک ما خـــــب آقـیـــون و خـــانــــومـــا ایــــنــــم کیــــــک بفرمائید تا سرد نشده آفرین صد آفرین تولدم مبارک ( ببخشید از بس ذوق زده شدم حالم دست خودم نیست ) راستــی کــــادو مــــادو نمی خــواد بیارین * فـقـط لبخنـــد یادتـــون نره * آخه من عاشق مهربونی و لبخند زدنم من دیگه رفتم شمـا مشغـول باشیــد ...
|
|
+ نوشته شده در
شنبه هفدهم شهریور 1386ساعت 4:32 توسط محمود |
|
|
لطفا لبخند بزنید ...
( جون من یه لبخند کوچولو بزن )
|
|
+ نوشته شده در
شنبه سوم شهریور 1386ساعت 18:43 توسط محمود |
|
|
سلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام شلااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام سلاااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااااام چطـــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ـور مطوریــــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-ــ-د ؟ قبل از هر چیز باید بگم مامانی روزت مبارک ... خیلی خیلی دوست دارم. اینقدر دوست دارم بشنوی خندت میگیره ... خودم فدات شممممممممم.
تابلوی زیبای آفرینش مادر
هرگز نشد محبت یاران و دوستان همپایه ی محبت و مهر و وفای تو
مادر عزیزم روزت مبارک
آقا کنکور منکور دیگه تموم شد ... حالا نوبت چرت و پرت نویسیه ...
این نامه از طــــــرف کسیــــــــه کـه تمام وقتشو صرف تبلیغات مشنگ تـلــویـــزیـــــــــــون کـــــــرده
نه خداییش بخونین ببینین عاقبت چنین آدمی چی میشه
سلامي كه گرماي آن از مهياگاز و كيفيت سينجرگاز و نوع آوري نيك كالا با ضمانت 5 ساله اميدوارم صميمانه بوسه مرا پذيرا باشي و آنرا با چسب دوقلوي 5 دقيقه اي جلاسنج به لبانت بچسباني. امشب با تمام غمهايم كنار مهيا گاز نشسته ام و با خودكار بل اين نامه را مي نويسم زيرا اين نام نيك است كه مي ماند، هنگامي كه از من جدا شدي و آن نگاه سرد را از من گذراندي اين فقط ضد يخ كاسپين بود كه پيكر يخ زده ام را آب كرد و اين بيمه آسيا و ايران بود كه آسايشم را فراهم كرد، همانطوركه نياز امروز پشتوانه فردا است بايد اعتراف كنم كه نگاهت اثر عجيبي بر كاست دنا و طه بر جا گذاشته. دلم مي خواهد بر قله بينالود سفر كنيم و در لابلاي كوه هاي سر به فلك كشيده بهانه نمكي بخوريم. بيا تا راه سخت و طاقت فرساي زندگي را با پژو پرشياي جديد كه افتخار ملي است آغاز كنيم و با روغن ترمزهاي سپهر و فومن شيمي آسوده خاطر سفر كنيم. بيا تا پيچهاي زندگي را با ابزار مهدي باز كنيم و عشقمان را با ساختمان از پيش ساخته شده ي بانك مسكن بهتر آغاز كنيم و سقفش را ايزوگام شرق كنيم. و آن را با كاغذ ديواري نائين زينت دهيم و مانند خانه سبز همه اش را سبز كنيم و اتاقهايش را با فرش محتشم كاشان و ستاره كوير يزد وفرش شفقی تبریز رنگين كمان كنيم |
|
+ نوشته شده در
چهارشنبه سیزدهم تیر 1386ساعت 18:23 توسط محمود |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره خودم و وب نازم |
مـــــن در ایــــن کــلبـــه خــوشم
تــــــو در آن اوج کــــه هـسـتـــی خـوش بــاش... مـــن بــه عـشـق تــــو خـــوشم تـــــو بــه عـشق هر که هستی خـوش بــاش... _-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_-_ بیو گرافی خودم : اهل دانشگاهم... روزگارم خوش نیست ژتونی دارم خرده عقلی سر سوزن شوقی اهل دانشگاهم... پیشه ام گپ زدن است گاه گاهی می نویسم تکلیف میسپارم به شما تا به یک نمره ناقابل بیست که در ان زندانی است دلتان زنده شود اهل دانشگاهم... قبله ام اموزش جانمازم جزوه مشق از پنجره ها می گیرم همه ذرات وجودم متبلور شده است من گدایی دیدم در اخر ترم در به در می گشت یک نمره قبولی می خواست من کسی را دیدم از دیدن یک نمره ده دم دانشگاه پشتک می زد ما بدانیم اگر سلف نباشد همگی می میریم و اگر حذف نباشد همگی مشروطیم نپرسیم که در قیمه چرا گوشت نبود کار ما نیست شناسایی مسوول غذا کار ما نیست شناسایی بی نظمی ها کار ما شاید اینست که سکوت پیشه کنیم... |
| چرت و پرت های قبلی |
|
مهر 1388 اردیبهشت 1388 بهمن 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 مهر 1386 شهریور 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
|
RSS
|